1. تصور كنید اشكال سنتی قالیچه های عشایری روزی قد بكشند و سر به فلك بگذارند، آن وقت چه می‌شود؟ مسلما دیگر مفهوم پیشین خود را ندارند و باید تعبیر جدیدی از آنها ارائه داد. این تصویری است كه بابك گلكار آن را به حیطه هنرهای تجسمی آورده و به آن عینیت بخشیده است. «مذاكره فضایی برای امكان همزیستی» نام كامل این سری از آثار او است كه با توجه به شباهت های معماری مدرن غرب و دستبافته های عشایری خاورمیانه، به ویژه ایران، شكل گرفته است.



     


    در این آثار با قالیچه هایی دستبافت هم سنتی و مواجهیم كه در پایین قرار دارند و از دل طرح و نقش های‌شان ساختمان های سفیدی قد كشیده‌اند. برج هایی كه هرچه صعود می كنند از هویت شرقی‌شان كاسته و كم كم شبیه آسمان خراش‌های نیویوركی می‌شوند. از این رو فرش ایرانی در پایین و برج سفید در بالا، مفهوم تازه‌ای را به ذهن مخاطب متبادر می‌كنند. هرچند فرش‌ را می‌توان به معنای ریشه‌های برج در نظر گرفت.






    اما این پایین بودن بیشتر حس عقب‌ماندگی و ماندن در گذشته را دارد، گویی ما هنوز در خواب و خیال تمدن 2500 ساله‌مان مانده ایم و به جای ورود به دنیای جدید در گذشته ها سیر می‌كنیم، اما غرب با ریشه‌های ما، تمدن جدیدی را ساخته و خودش را بالا برده است.
     







    موضوعات آثار گلكار غالباً برگرفته از تجربه و تحلیل شرایط فضای ارتباطی معاصر است، كه بر اغلب انسان‌ها مسلط شده است. این هنرمند ایرانی متولد بركلی و بزرگ شده تهران است و هم اكنون نیز ساكن ونكوور كانادا می باشد. البته تاكنون دو نمایشگاه «كار گل» در سال 1393 و «فردیت انبوه» در سال 1395، از این هنرمند در گالری آب_ انبار به نمایش در آمده است.


  2. مقالات مرتبط

  3. محصولات مرتبط با این مقاله