دانشنامه

پشم مهم ترین عامل در فرش بافی

پشم یك نوع لیف پروتئینی است كه روی بدن گوسفند می روید در فرش بافی امروز هم مانند گذشته مهمترین عامل در فرش بافی پشم است.
كه همیشه به مصرف پرز تمام قالی ها می‌رسیده است. جز اندكی از آنها، كه شاید محصول كارگاه های خاص و دارای پرز ابریشمی بودند. پشم را از گوسفند های ایرانی به دست می‌آورند، كه در نواحی مختلفی تولید می شود.

در شمال ایران پشم از حوالی دریاچه ارومیه به دست می‌آمد، به ویژه از خوی، ماكو، ساوجبلاغ، سلماس واشنویه. پشم لطیف سفید كه برای رنگ رزی طیف‌های روشن واجب است و برای حصول قرمز خوش هم ضروری است، از طرف سلماس به دست می‌آید، به خصوص از رمه‌های گوسفندان نژاده و اصیل سردار ماكویی. در ادوار قدیم تر، مانند امروز این ناحیه عمدتا مصارف كارگاه‌های تبریز را تامین می‌كرده است.

در خود تبریز مقدار كثیری پشم آماده به بازار می‌آمد، كه در تداول آن را پشم طباحی (ظاهراً در اصل طباخی بوده است) می‌خوانند و از سلاخ خانه آورده می‌شود. اما این پشم ها برای فرش های مرغوب به كار نمی رود چون كه از پوست گوسفندان كشته شده با استفاده از آهك كنده شده و در نتیجه رنگ را خوب به خود نمی‌گیرد.




مناطق اطراف كرمانشاه، از جمله كردستان، هم محل دوم تولید پشم است و استان خراسان كه كرسی آن مشهد است، بیش از مقدار مصرف آن خطه پشم تولید می‌كند، این دو ناحیه نیازهای بافندگان فراهان و همدان را برآورده می‌سازند. سایر نقاط ایران، گرچه در همه جا گله‌های بزرگی وجود دارد، از نظر تامین مواد اولیه برای مراكز بافندگی خارج از محدوده خود اهمیت كمتری دارند و بیشتر برای بافندگان محلی چه روستایی و چه عشایر و ایلات پشم فراهم می كنند. به سختی بتوان تعیین كرد پشمی كه برای فرش های پرزدار كهن به كار رفته است از كجا آمده است. اما به نظر موجه می‌آید كه فرض كنیم كه به ندرت پشم ناحیه‌ای دیگر در جایی به مصرف رسیده باشد.

مثلاً نوعی خشكی كه در پرزهای قالی بقعه اردبیل احساس می‌شود ظاهرا شاهد صادقی است بر این كه فرش در تبریز بافته شده است، كه در آن زمان مركز مهم فرش بافی بوده و از اردبیل هم چندان دور نیست، از سوی دیگر قالی‌های گل و بته ای كه به هرات منصوب شده است الیاف نرم و ابریشم مانندی دارد، كه امروز این نوع پشم فقط در یك ناحیه ایران یعنی خراسان یافت می‌شود. یك تفاوت مهم میان وضعیت قدیم و جدید این صنعت این است كه در قدیم پشم را با دقت بیشتری انتخاب می‌كردند و پشم های پشت گوسفند، شكم گوسفند و پاهایش را از هم جدا نگه می داشتند.

اما امروزه همه با هم مخلوط و رشته می‌شود. بسیار گفته‌اند از دیر زمان پشم شتر را برای پرز همراه با پشم گوسفند یا گاهی به تنهایی برای كل یك فرش به كار می برده‌اند. اما این مطلب ظاهراً فقط تا حدی صادق است، زیرا كه در مورد هیچ فرش قدیمی و عتیقه گزارش نشده است كه پشم شتر در قسمت بزرگی از فرش به كار رفته و شناخته شده باشد؛ اما در خطوط جانبی باریك یا قسمت های كوچك، كه طرح و نقشه فرش ایجاب می‌كند كه رنگ قهوه ای تیره یا روشن به كار رود، یافت شده است. شاید این اشتباه از آن جا ناشی شده باشد كه ایرانیان رنگ قهوه‌ای (روشن) را شتری می‌خوانند زیرا كه به رنگ پشم شتر می‌ماند.



در فارسی جمل را شتر می‌خوانند و شتری صفت نسبی مشتق از آن است و این صفت هم می‌تواند به معنای ماخذ از شتر باشد و هم به معنای رنگ شتر، به همین سبب است كه رنگرزان ایرانی حتی اصطلاح شتری را برای پشمی كه به رنگ قهوه ای روشن یا تیره با پوست انار به تنهایی و یا همراه با مواد دیگر رنگ شده است، به كار می‌برند و در هر دو حالت می‌گویند پشم شتری؛ البته باید گفت كه بسیاری از عشایر ایرانی، مانند بلوچ ها و افشارها، هرگاه در فرش های خود به رنگ قهوه ای نیاز داشته باشند از پشم شتر استفاده می‌كنند، كه در اوضاع و احوال و شرایطی كه آنها زندگی می‌كنند به آسانی قابل حصول است و شك نیست كه بافندگان ایرانی هم همیشه این كار را كرده‌اند، هم چنان كه هر وقت طرح و نقشه فرش ایجاب می‌كرده است كه رنگ مشكی به كار رود از پشم گوسفند سیاه (قره میش) اگر موجود بوده است، استفاده كرده‌اند.

اما استفاده از پشم شتر برای تمامی پهنه‌ی قالی یا حتی قسمت های بزرگی از آن عملی نیست، چون كه امكان ندارد كه پشم شتر را به طیف های روشن تر، یا به رنگ قرمز خوش رنگ كرد. بدین قرار، فقط در طیف های رنگ طبیعی خود، یعنی در مایه‌های قهوه‌ای، یا به عنوان پایه ای برای سرمه ای یا طیف های پر رنگ مشابه، عملا قابل استفاده است. موی (كرك) بز هم به ندرت امروزه برای پرز فرش به كار می‌رود، در قالی‌های ایرانی عتیقه، كرك خالص بز بسیار نادر است. در نقاطی كه از كرك استفاده می‌كنند، مثل مراكز شالبافی كرمان، پشم های گوسفند و كرك های بز را یا جداگانه ریسندگی می كنند یا با هم.

كرك را می‌توان به آسانی در فرش تشخیص داد، چون كه بسیار نرم و لطیف است و پرز آن كوتاه؛ اما تا آنجا كه به یاد می‌آوریم هیچ فرش قدیمی و عتیقه ای با پرز كركی تاكنون دیده نشده است. البته این امر قابل توجیه است، زیرا كه اگر چنین فرشی اصلاً وجود داشته است، به سبب نرمی این ماده عمر نسبتا كوتاهی داشته است. ابریشم هم گهگاه برای پرز قالی به كار        می رفته است مثلاً در برخی از ظریف ترین قالی های شكارگاهی هم به كار گرفته است دو عنصر مهم فرش تار و پود آن است. برای این ها در گذشته مانند امروز از پشم ، نخ پنبه‌ای و ابریشم استفاده می‌شده است.

بافندگان عشایری همیشه برای این منظور از پشم استفاده كرده اند، زیرا كه مستقیماً در دسترس آنها است و لازم نیست از جای دیگری بیاورند ولی پنبه را به این آسانی نمی توانند به دست آورند. غالباً پشم را با موی بز كه در دسترس آنها است مخلوط می‌كنند. اما كارگاه‌های ساماندهی شده، حتی در ایام نسبتاً قدیم هم، پنبه را ترجیح می دادند چون كه كمتر كش می‌آید و فرش كه بر شالوده آن بافته شده باشد روی زمین صاف‌تر و هموارتر قرار می‌گیرد. برای فرشهای مرغوب، ابریشم را انتخاب می كردند؛ چون كه به علت ظرافت آن امكان چیدن و پرداخت كردن پرزها را به صورت كوتاه فراهم می‌كند، كه در نتیجه پرزها متراكم‌تر و انبوه تر می شود كه با دوام تر است. در چند فرش معدود عتیقه بر حسب آزمایشی كه به عمل آمده است مخلوطی از الیاف پوسته درخت و كنف در زیرساخت آنها دیده شده است. شاید این ها را هم در ابتدا به كار می‌بردند، زیرا كه هم خیلی كش نمی آیند و لذا با قابلیت ارتجاع و كش پذیری مواد به كار رفته در تار و پود، كه این الیاف را با آن ها مخلوط كرده اند، مقابله می‌كنند و حالت تعادلی برقرار می سازند.



تار و پود را غالباً رنگ می‌كنند تا مانع از آن شوند كه زیر ساخت فرش از داخل پرز ها نمایان شود و بدرخشد، برای آن كه بتوانند تضاد تند میان پشت و روی فرش را كاهش دهند گاهی رنگ تار در سمت‌های مختلف عوض می‌شود تا حد و حدود كار هر بافنده بدین طریق تعیین شود، یا برای آن كه نقاط حساس معلوم گردد و بدین تمهید انتقال طرح و نقشه به دار قالی آسان گردد. به احتمال قوی در ایام قدیم در ایران پشم را تقریبا به همان صورت امروزی تهیه می كردند، یعنی كارخانه‌های فرش بافی خود ریسندگی و رنگرزی را به عهده نمی‌گرفتند، كه در واقع به زحمتش نمی ارزید و لذا بهترین پشم ها را برای كار خود از بازار تهیه می‌كردند یا از رمه ها در هنگام پشم چینی می‌گرفتند و آنگاه آنها را به بازار می‌بردند تا ابتدا ریسندگی و بعد رنگرزی شود. چگونگی ریسندگی دارای اهمیت بسیار است. چون پشم فرش های كهن همه دست ریس است، همگی تاب معمولی از راست به چپ دارد، مگر آن كه به ندرت به دست یك ریسنده چپ دست رشته شده باشد. پس جهت تاب چندان مهم نیست. ولی میزان سفتی و تراكم تاب قطعاً اهمیت دارد. نخست آنكه پشمی كه خیلی سفت و متراكم تابیده شده باشد رنگ را به آسانی به خود جذب نمی‌كند ولی الیاف سست رشته شده رنگ را بهتر به خود می‌گیرد.


پشمی كه محكم و تنگ هم تابیده شده است اگر در محلولی از رنگی كه دیر جذب می‌شود، به خصوص نیل، رنگرزی شود  ممكن است رنگ كاملاً در الیاف آن نفوذ نكند به طوری كه وقتی روی پرزها چیده و پرداخت گردد در وسط هر رشته پرز یك لكه سفید پیدا می شود. دوم، كه مهم تر است، آن كه اگر الیاف پرز خیلی شل تابیده و ریسیده شود و ضخیم باشد بیشتر از هم پخش و پراكنده می‌شود و لذا پشم گره‌های كنار هم و متصل به هم در هم فرو می‌رود و مخلوط می‌شود و هر گره هم در سطح چیده و پرداخت شده و تقریبا به صورت یك مربع نمایان می‌شود و این هر دو حالت بافت زیر دست را زبر و خشن می گرداند. این حالت غالباً در قالی‌های كم ظرافت تر دیده می‌شود.

اما از طرف دیگر، نور در پرزی كه از پشم سست تابیده درست شده باشد زیاد تر عبور می‌كند و از این رو، در تحت بعضی شرایط رنگ ها درخشان تر می‌شود؛ علاوه بر آن قسمت بیرونی سست تاب در پرزها ظاهری تقریبا همچون الیاف خرد شده دارد. نخ ظریف تنگ تابیده، برعكس، پرزی در هم فشرده و تنگ هم درست می‌كند كه رویه ای مخملین نمودار می‌سازد. ولی گرچه این بافتی است غنی و مطلوب، اما آن درخشش رنگ را كه پرزهای زبر گره خورده دارند ندارد، چون كه به قدری درهم فشرده است كه رنگ از آن بیرون نمی ترابد.



مسلما در سده های دهم و یازدهم هجری روش مشخصی برای طبقه‌بندی یا نمره گذاری خامه پشم وجود نداشته است و بافنده برای انتخاب خامه متناسب با ظرافت گره زدن پرزها، كه می خواسته است به كار برد، به تجربه خویش متكی بوده است و بر حسب تجربه تقریباً همواره وزن نسبی یكسانی را انتخاب می كرده است. مع ذلك، در رشته ها بی نظمی‌ها و نا یكنواختی هایی هست كه بخشی از آن معلول این بوده است كه پشم از گوسفندان مختلف و در برخی موارد از قسمتهای مختلف بدن حیوان بوده است كه با هم تابیده شده است و بخشی هم ناشی از پشم بوده است و یا تا حدی به كشش نخ در هنگام پشم ریسیدن ارتباط داشته است. با این همه، این نایكنواختی ها تغییرات جزئی به وجود می آورند كه به حالت روح بخش یافته های كهن اضافه می‌كند.

دپارتمان علمی پژوهشی شركت تلفیق مینا و خاتم هوشمند
مقالات مرتبط
محصولات مرتبط با این مقاله
تماس با دفتر مرکزی

سیدخندان،سهرورردی شمالی ، خیابان شهید قندی ، کوچه نهم ، ساختمان رستا ، پلاک ۱ ، واحد 10 ، زنگ 10

پیام شرکت

فعالیت شرکت تلفیق مینا و خاتم هوشمند بصورت یک شخص حقوقی مستقل میباشد و هیچگونه وابستگی به ارگان ها و نهادهای دولتی و غیر دولتی ، قضایی و نظامی برای شرکت وجود ندارد.

اهداف شرکت

ایجاد اشتغال مستقل برای بازاریابان افزایش میزان صادرات و فروش صنایع دستی کشور افزایش تولید صنایع دستی و آشنایی خانواده های بیشتر در سراسر دنیا با صنایع دستی و بومی ایران حمایت از تولیدکنندگان صنایع دستی که طرف قرارداد میباشد.

تلفیق هنر - تمامی حقوق مادی و معنوی این وبسایت متعلق به تلفیق هنر است